کتاب «افسانه های قدرت» چهارمین کتاب از مجموعه آثار کارلوس کاستاندا، منتشر شد...بیشتر بخوانید    

هر فصل منتظر انتشار ترجمه‌ی یک کتاب تازه باشید. بیشتر بخوانید...

مدتی بود گذارم به بازار برده فروشان نیفتاده بود

به محکمه ی عدالتی که کفه ی ترازویش همیشه به یک سو سنگین است!

در گیر و دار گذر از زمین، دردِ آگاهی از وجودش همواره قلبم را می سوزاند

تب خیال رفتن ندارد و داغ زندگی هر روز سوزنده تر می شود

 بازار غریبی است و قریب...

یک بار دیگر، «مردان خدا» اولین سنگ را بر می دارند

یک بار دیگر، به نامِ «خدا»، شیطانِ درون شان را آزاد می کنند

و یک بار دیگر، به نامِ «شیطان»، خدایِ درون شان را به زنجیر می کشند

«در بساطی که بساطی نیست،» و هیچکس خود نیست، خورشید را به لشکر کوردلان می فروشند، همان هایی که حرف شان از سپیده دم تاریخ خریدارانی بنام داشته است

همانها که حرف شان همیشه مهم تر از حقیقت بوده است،

همان حقیقتی که «مردان خدا» از بلندای قله های زهد و ریا، نامش را فریاد می کنند، اما وقتش که برسد در پیشگاه سیاه دلان دارش می زنند، تکه تکه اش می کنند و می فروشندش

به هیچ، هیچ، هیچ....کاش به بهایی گزاف تر...

خورشید یک است و آنها بسیار

آری! چرا باید هزاران را فروخت و یک را خرید؟!

شاید از همین روست که حتی خدایی که می پرستند اینجا غریب است...او یک است و آنها بسیار...

آری!

یک بار، فقط یک بار طلوع نکن ای تک ستاره ی آسمان زمین

فقط یک بار، تا فرق یک و هزار معلوم شود...

اینک که در آینه ی کهکشان خود را نگریستی، چه کسی می تواند تو را فریب دهد؟

نه ماه انتظار به پایان رسیده

داغ تولد، یک بار دیگر بر پیشانی ام مهر می زند

«او» دستان سپیدش را به سویم دراز کرده و با چشمان نافذش وجودم را به درون می کشد

خود را به او می سپارم، می دانم که با همه ی کوچک بودنش، با همه ی یکی بودنش، بیکرانم خواهد کرد

مثل هر بار در اوجی بی هبوط، حتی با پاهای برهنه، حتی با بدنی عریان

«او» را انتخاب می کنم

و مثل هر بار،  باز می گردم، با آغوشی سرشار ...

 

غزال رمضانی، بهار زمردین 1394، حوالی ...

دیدگاه‌ها   

کهکشان نورد
0 #6 کهکشان نورد 1395-08-21 19:16
به نقل از محمدرضارمضانی:
سلام
بسیار زیبا گفتی وصف حال خورشیدانی از سرزمین مادریم زمین

آری اینجا کفه است. اما نه کفه ترازوی عدالت .....

اوف بر تاریخ...این سرگذشت جنون ها و تراوشات اذهان بیمار....بیماری ای به نام انسان بودن در عقب ماندگی از حیات راستین....
نقل قول کردن
محمدرضارمضانی
+1 #5 محمدرضارمضانی 1395-08-21 14:53
سلام
بسیار زیبا گفتی وصف حال خورشیدانی از سرزمین مادریم زمین

آری اینجا کفه است. اما نه کفه ترازوی عدالت .....!!
بلکه کفه بازارهای شهوت وسیاهدلی مردانی که در بازارهای شبه جزیره کریمه
اوکراین با صدای آزادی ،آزادی خورشیدهایی را در بند شهوت و
وحشی گری به بند کشیدند که ابد فریاد مظلومیتشان گلوی هر دین
ُ آئین و خدایی را میفشارد.
بله آزادی از جنس خدا ارمغانی بود برای نو مسلکانی کور اندیش
وشهوت پرست مردان وزنانی کور دل و سیاه دل وفرصت طلب
که معصیت انسانیت را بجرم زیبایی بجرم خورشید بودن بجرم
نقاشی زیبای آفریدگارش بجرم مظلومیت دربند کشیدند
وبادینارهای کثیفشان که حاصل غارت انسانیت بود خریداریمیکردند
آری اینجا کفه است.
کفه یه تاراج انسانیت کفه یه فریاد مظلومیت انسانهایی که باید
حقشان را از خدا گرفت .فقط خدا....


توصیف حال انسانهایی که نفس کشیدن را دربند حس کردند
وپرستیدن را درآغوش حیوانهایی از حیوان کمتر بجرم مظلومیت
متحمل شدند.
اوف بر دنیا اوف بر تاریخ اوف بر دل سیاه دلانی که تا دنیا دنیاست
بخشیده نخواهند شد.
نقل قول کردن
کهکشان نورد
0 #4 کهکشان نورد 1394-03-18 23:14
به نقل از سعید:
سلام خانم رمضانی ببخشید اکه بدجا دارم کامنت میذارم ! چند روزیه ایمیل که براتون میفرستم ارور میده ...

سلام، دوست عزیز
از مشکلی که پیش آمده متاسفم، آدرس ایمیل رو به تازگی عوض کردیم، می تونید با این ایمیل با سایت در تماس باشید:
info@galaxywalker.net
از همراهی تون متشکرم، موفق باشید
نقل قول کردن
سعید
+1 #3 سعید 1394-03-16 23:10
سلام خانم رمضانی ببخشید اکه بدجا دارم کامنت میذارم ! چند روزیه ایمیل که براتون میفرستم ارور میده میشه آدرس جیمیلتونا بدین
به نظرم سایتتونا که آپ کردین مشکل پیدا کرده باشه پل ارتباطی ( ایمیلتون از کار افتاده ...
نقل قول کردن
کهکشان نورد
0 #2 کهکشان نورد 1394-02-22 15:27
به نقل از رهرو:
و خدایی که می پرستند، غریب است...
...

دریغ و افسوس و شگفتا که نور همه چیز رو آشکار میکنه...
یک کهکشان سپاس هم-راه گرامی
نقل قول کردن
رهرو
0 #1 رهرو 1394-02-22 13:28
و خدایی که می پرستند، غریب است...
من به دنبال کتاب قدرت حال وارد سایت شما شدم و با این همه مطالب پربار روبرو شدم...چه قلم سوزنده ای دارید بانو...به راستی که خدا اینجا غریب است...
ترجمه ی شفاف و روان و قلم نافذ شما واقعاً منو تحت تاثیر قرار داد. یک دنیا سپاس بابت این همه زحمت بی دریغ
در پناه نور باشید...
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه